۱۳۹۰ شهریور ۱۱, جمعه

بند

شستیم و چلاندیم و پهن کردیم روی بند، به همین سادگی‌. خوب باید جنبه داشته باشند دو طرف، البته، چون این شستن و چلاندن و پهن کردن کار ساده‌ای هم نیست، انرژی میبرد و در آخر کار خسته‌ای و خورد، چلونده و رها شده. منتها راه دیگری بلد نیستیم ما، شاید جور دیگر هم بشود، شنیده ایم بعضی‌‌ها حرف میزنند، ما هم حرف می‌زنیم ولی‌ گوش نمیدهیم، هر کسی‌ حرف خودش را میزند. همین است که بعضی‌ وقت‌ها هر دو تا یمان با هم حرف می‌زنیم و صدا یمان بلند می‌‌شود چون هر کس می‌خواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند. و همین طور خونمان کثیف میشود و کثیف تر، تا آنجا که دیگر تحمل مان تمام میشود و باید بشوریم و بمالیم و بی‌ اندازیم روی بند، و همین است که دو باره کاسه همان است و آاش همان.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر