۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

تائید نظر


سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

گوهری کز صدف کان و مکان بیرونست
طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
کو به تائید نظر حل معما می کرد

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
وندران آینه صد گونه تماشا می کرد

گفتم این جان جهان بین به تو کی داد حکیم
گفت آن روز که این گنبد مینا می کرد

بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد





آن همه شعبده ها عقل که می کرد، آن جا 
سامری پیش عصا و ید بیضا می کرد

آن که چون غنچه دلش راز حقیقت بنهفت
ورق خاطر از این نکته محشا می کرد !

گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد

---------------------------------
مشکل سال های  ما حل گشت, به تائید نظر یار




 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر