۱۳۹۱ اسفند ۲۸, دوشنبه

دلم می خواد

آیا من آدم عقده ای هستم؟ چون زیاد از لفظ "دلم می خواد" استفاده می کنم، به خصوص این چند هفته اخیر؟
ممکن است بعضی ها، مثل سیما، بر این عقیده باشند. شاید من هم اگر شما را ببینم که در توجیه کار ها یتان مدام می گویید "دلم خواست"، خوشم نیاید و به خودم بگویم "عجب آدم عوضی ای !" اگر آدم دلش بخواهد کاری را بکند، خوب ان کار را میکند و گفتن هم ندارد!
چکار کنم، من در یکی دو سال اخیر، به تدریج، دل خواستن را کشف کرده ام و فهمیده ام که دنبال کردن خواست دل، در چارچوب مقتضیات زمان و مکان، چندان کار بدی نیست که هیچ، راه اصلی شناخت خود است.
یادتان بیاید ان حدیث را که، "هر که خود را شناخت ...،" من به شدت روی این قضیه خودشناسی تعصب دارم، که یعنی قبل از آنکه ریق رحمت را سر بکشم، بالاخره بفهمم "که هستم و به کجا می روم؟"
البته در راه شناخت، یا همان عرفان خودمان، خطر و بلا زیاد است، از جمله خطر اینکه آدم عقده ای و عوضی به نظر بیاید.


پی نوشت: در پاسخ به یک خواننده نکته بین ناشناس، من خودخواهی را چندان بد که نمی دانم، هیچ، خوب هم می دانم، اگر به معنی دوست داشتن خود و احترام به خود باشد. کسی که خودش را دوست ندارد، دیگران را هم به راستی دوست ندارد.
بحث عقده اما به تکرار برمی گردد و به تظاهر مکرر که نشان از مسایل حل نشده دارد و احتیاج به مراقبه.

۲ نظر:

  1. من نفهمیدم ربط عقده و دل خواستن رو. خودخواه شاید ولی‌ عقده به گمانم مقوله یی جداست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. Thanks for your comment, I wrote an answer but lost it in the online farsi editor, lol

      حذف