۱۳۹۳ خرداد ۱۶, جمعه

چرخه انرژی و نیت

یک نکته که در کتاب "هکلر" اعصابم را خورد کرده است اهمیتی است که به تجربه شخصی و بدنی در مقابل خواندن و فهمیدن نظری می دهد. یک نفر هر قدر روی مباحثی مثل "حضور (قلب)" و "تماس (معنوی)" فکر کند و بخواند، تا وقتی که در بدنش آنها را تجربه نکند چیزی دست گیرش نشده است! وقتی که کتابهای این جوری را می خوانم دوباره آن حس های دیرینه ناتوانی، کمبود و ضعف به سراغم بر می گردند و نمی توانم خودم را آن گونه که هستم بپذیرم و دوست داشته باشم.

"هکلر" می گوید که "حضور" و "تماس" رابطه تنگاتنگ دارند با چرخه انبساط و انقباض انرژی (بیداری، افزایش، مهار، و خاتمه). اگر در فضای ذهنی-درونی انرژی تعبیر نیت و قصد داشته باشد، چرخه انرژی هم متناظر می شود با چرخه نیت: بیداری قصد و نیت، افزایش، مهار، و خاتمه. این چرخه برای هر فرد ویژه گی های منحصر به فرد دارد.

چرخه های انرژی-نیت من بسیار بریده و ناقص اند: چیزی من را به هیجان می آورد، اما مرحله افزایش انرژی و هیجان نیمه تمام می ماند، خیلی زود خسته می شوم، یا نقایص و مشکلات را می بینم و دلزده می شوم، و آن موضوع یا چیز را رها می کنم، و یا اگر به زور با آن همراه بمانم لحظه لحظه از آن متنفر تر می شوم. اغلب در مرحله بیداری احساس انرژی زیاد و حتی سر خوشی و سرمستی بیش از حد می کنم، ولی امکان اینکه با همان انرژی ادامه بدهم را ندارم و در نتیجه آن را با دلخوری ول می کنم. بخصوص در مورد کار این بیشتر اتفاق می افتد.

شاید یک مسئله مهم در رابطه با چرخه انرژی/نیت "سرعت" باشد. اگر من  در کودکی بخاطر کند بودن مورد سرزنش  و تمسخر قرار گرفته باشم، در مرحله شروع و بیداری انرژی-قصد من با دست پاچه گی خودم را وادار به سرعت گرفتن همراه با تشویش و نگرانی می کنم. افزایش سرعت و انرژی ابتدائی به سطحی که قابل حفظ پایدار نیست باعث سقوط و خاتمه زودرس می شود.

شاید کند بودن فرآیند جستجوی کار و پیشه الآن هم در واقع شروع ناخودآگاه تمرینی برای پیدا کردن سرعت مناسب، بخصوص برای مرحله شروع-بیداری، باشد. در این صورت، مهم ترین کاری که الآن می توانم انجام دهم تمرین های  "کار تٖوام با حضور قلب و مراقبه روی بدن و تنفس" است. البته گفتن این آسان تر از انجام اش است، چون حوصله آدم سر می رود!

لحظاتی هستند که آدم نمی داند چکار می خواهد بکند. هر قدر که از دیدن آنها طفره برویم، نخواهیم رودردو بپذیریم شان، که آنها هم بخشی از ما و زندگی مان را تشکیل می دهند، طولانی تر و وحشتناک تر می شوند و بیشتر از آنها به اعتیادها و سرگرمی های مفید یا مضر پناه می بریم.

دوست دارم اینها را روی بلاگ فارسی ام بنویسم. امروز آخرش سیگار نکشیدم!

-----------------------------------

The Anatomy of Change: A Way to Move Through Life's Transitions، by Richard Strozzi-Heckler